تبليغاتX
Volunteer Fire Department
اینجا جهان آرام است
كيت اسنيكت کیت اسنیکت یک شخصیت خیالی در مجموعه ماجراهای بچه‌های بدشانس است.شخصیتی مثبت در گروه وی اف دی.طبق گفته خود او زمانی انشعاب رخ داد که او ۴ ساله بود. نسبت‌ها کیت اسنیکت خواهر جک اسنیکت و لمونی اسنیکت در مجموعه‌است.او همسر دیویی دینومان است و در کتاب آخر:پایان از دیویی بچه‌ای می‌آورد و نام او را بئاتریس میگذارد.او در حین زایمان بئاتریس می‌میرد. حضور در وی اف دی کتاب یازدهم:غار غم انگیز در کتاب یازدهم وقتی بچه‌ها در زیر دریایی کویکگ می‌روند و با کاپیتان ویدرشینز و فیونا رو به رو می‌شوند نامی از کیت در نامه‌ای برده می‌شود و در آخر همان کتاب کیت اسنیکت خودش با یک تاکسی پیش بچه‌های بودلر می‌آید و آنها را سوار کتاب دوازدهم:خطر ما قبل آخر در کتاب دوازدهم از ادامه تاکسی سواری کیت بچه‌ها را به یک سفره صبحانه دعوت می‌کند و در این حین واقعیت‌هایی درباره وی اف دی را به بچه‌ها می‌گوید.همینطور می‌گوید که باردار است.در ادامه می‌فهمیم او به‌دنبال کاپیتان ویدرشینز به دریاها می‌رود. کتاب سیزدهم:پایان در کتاب آخر کیت به جزیره پایان همراه با یک مکعب عظیم از کتابها می‌آید اما بقدری مجروح و خسته و در مانده‌است که نمی‌تواند از آن مکعب پایین آید مگر در آخر کتاب که کنت الاف او را پایین می‌آورد تا او را زایمان کند.دختر کیت بدنیا آمد اما خود او از دست رفت.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 16:36  توسط کلاوس | 

جک اسنیکت یکی از شخصیت های مجموعه ماجراهای بچه های بدشانس است.

خانواده

جک اسنیکت پسر ارشد خانواده اسنیکت بود.خواهر او کیت اسنیکت بعد از او به دنیا آمد.بعد از او نیز برادر کوچک او لمونی اسنیکت به دنیا آمد.

حضور در کتاب ها

جک اسنیکت فقط در کتاب هفتم یعنی دهکده شوم حضور داشته است.

مرگ

جک در کتاب هفتم فقط در یک فصل ظاهر شده است.درحالی که مجمع بزرگان دارند او را به خاطر شباهتش با کنت الاف به اشتباه محکوم به مرگ میکنند.در حال که داد میزند تا برای بودلر ها رازی را آشکار کند از جایگاه بیرون میرود.و در فصل دیگری از کتاب به طور مرموزی می میرد.آن هم در سلول خودش با این حال هیچ اثری از خودکشی در او نیست.نتیجه میگیریم که او به قتل رسیده است.

حضور در زندگی نامه تایید نشده

با این که جک فقط در دهکده شوم ظاهر شد آثار قبل از مرگ او در موضوعات مربوط به وی اف دی به چشم می خورد.همچنان که بودلر ها درباره وی اف دی تحقیق می کردند در می یافتند که جک چه حضور فعالی در وی اف دی داشته است.

کتاب لمونی اسنیکت:زندگي نامه تاييد نشده یکی از مهمترین کارهای او را روشن میکند.در فصل ششم این کتاب که درباره چگونگی فرار لمونی اسنیکت به کمک کشتی پراسپرو است ، جک نامه ای به لمونی مینویسد که آن حاکی از این است که جک لمونی را فراری داده.او راه هایی از فرار لمونی را در نامه اش نوشته بود.او جزوه های مربوط به تغییر قیافه وی اف دی در صندوقی سه رقمی گذاشت و طبق آن نامه لمونی باید عمل میکرد.

در فصل دیگری از همین کتاب،جک نامه ای برای دوست خود جروم اسکوالر می نویسد و در آن نقل میکند که از ازدواج او با زنی به نام ازمی اسکوالر وحشتد کرده و از وی خواهش میکند که با او ازدواج نکند و دلیلش را همان دلیلی میگوید که گویی در گذشته به جروم گفته بود پنت هاوس ساختمان 667 خیابان تاریک را بخرد و به هیچ وجه نفروشتش.(آن ساختمان یک پناهگاه وی اف دی بود و نباید به ازمی میرسید. در این نامه جک سعی میکند به بهترین نوع وی اف دی و کارهایش را برای جروم بازگو کند.او سعی می کند موضوع قتل دکتر ارول را نیز برای او روشن کند.هرچند نامه او هیچ وقت به دست جروم نرسید چون دربان خانه ساختمان 667 خیابان تاریک نامه او را سرنگون کرد.

مشخصات ظاهری

بسیار شبیه کنت الاف.یک ابروی دراز یک سره و خالکوبی چشم روی قوزک پا.

منبع:ویکی پدیا

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 16:35  توسط کلاوس | 
چون زیادن برید ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/20ساعت 14:27  توسط کلاوس | 
اولین کتاب:شروع ناگوار

آخرین کتاب:نویسنده مرده است

اطلاعات شخصی

نام:دنیل هندلر!

نام مستعار:لمونی اسنیکت

جنسیت:مرد

تاریخ تولد:۱۹۷۰/۰۲/۲۸ سن:۳۹ سال متولد:سان فرانسیسکو، کالیفرنیا

خویشاوندان:کیت اسنیکت(خواهر)، جک اسنیکت(برادر)، بئاتریس بودلر!(دختر خاله یا عمه یا عمو یا دایی)[ببخشید چون در زبان انگلیسی به همه ی آنها niece گفته می شود.]

این هم یک عکس رنگی از لمونی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 18:58  توسط کلاوس | 
در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 16:27  توسط کلاوس | 
داشتم خلاصه "پایان" را می خواندم که متوجه شدم که آنها یک زمانی عاشق هم بودند  و هر دو باهم به وسیله مدوسویید میسلیوم در یک جزیره کنار هم مردند و بودلر ها آنها را در کنار هم دفن کردند و به همراه دختر کیت و دیویی که به خاطر مادرشان نام او را بئاتریس گذاشته بودند و افعی سیاه مرگبار! از آنجا رفتند. 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 15:45  توسط کلاوس | 
اگر درباره کنت الاف اطلاعاتی می خواهید به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 20:53  توسط کلاوس | 
گوستاو كه بود؟
(راهنمايي: به كتاب سالن خزندگان مراجعه كنيد.)
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 17:6  توسط کلاوس | 
بئاتريس كيست؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 17:0  توسط کلاوس | 
اگر اطلاعاتي راجع به ساني بودلر مي‌خواهيد به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 16:58  توسط کلاوس | 
اگر اطلاعاتي درباره ويولت بودلر مي‌خواهيد به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 16:50  توسط کلاوس | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
همه چیز درباره VFD و بچه های بدشانس

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشیو موضوعی
خلاصه کتاب ها
کتاب ها
اشخاص
متفرقه
نویسندگان
کلاوس
ویولت
پیوندها
لموني اسنيكت
هارپر كولينز ناشر بچه هاي بدشانس
راز كتاب
ممنتو موري
دنیای جدید یک بازی آنلاین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

JavaScript Free Code

JavaScript Codes


Javascripts


JavaScript Codes