![]() |
![]() |
|
| اینجا جهان آرام است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/07/09ساعت 19:37 توسط کلاوس |
|
|
وقتي رفتم يک فنجان چاي در يک رستوران مشکوک بنوشم يک پيشخدمت به من گفت ببخشيد که تو شرايط بدي مزاحم شدم من هم گفتم اينجا جهان آرام است اون هم آدرس کتابخانه اي رو داد من به اونجا رفتم يک کتابدار اونجا بود که انگار هر تيکه از لباسش را از يک حراجي خريده بود پيراهن گلدار کروات راه راه کت پيچازي و شلوار چارخانه اون کتابدار پيرمردي بود با موهايي خاکستري و سبيلش را به بالا تاب داده بود من شروع کردم به سوت زدن آهنگ رمزي اون که شق و رق ايستاده بود طوري به من سلام کرد انگار که يه سرباز هستم بعد به من گفت ببينم دختر خانوم به مامانت کمک مي کني يا نه منم گفتم اگه بخواد چرا که نه بعد اون يه بسته با دو تا بليط به من داد بسته براي تغيير قيافه بود و دو تا بليط هم مال کشتي پراسپرو من به شکل ملوان تغيير قيافه دادم و به عرشه کشتي رفتم اونجا کاپيتان شام البته کاپيتان شام واقعي نه کنت الاف يه بسته داد که توش يکي از فيلمنامه هاي گوستاو بود که نوشتنش حوصله شما رو سر مي بره که وقتي رمزگشاييش کردم اين جمله دراومد:
يک تئاتر در آمريکا با حضور لموني و همسرش(؟!) اجرا خواهد شد. اميدوارم حوصله شما سررفته باشد و تا ته اين مقاله رو نخونده باشيد اينجا جهان آرام است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/06/12ساعت 1:11 توسط کلاوس |
|
|
در سلسله کتابهای بچههای بدشانس جنایاتی مشکوک و گاهی ترسناک رخ داده که در این مقاله جمع آوری شدهاست.بدانید که اینها هم تمام جنایات نیستند. آتش سوزی بودلر آتش سوزی بودلر کمی قبل از شروع کتاب اول(شروع ناگوار)رخ میدهد.بچههای خانواده بودلر (ویولت بودلر، کلاوس بودلر و سانی بودلر)در کنار ساحل برینی بیچ بودند که آقای پو این خبر را برایشان آورد که خانه شان آتش گرفته و پدر و مادرشان سوختهاند.کمی بعد پو بچهها را به خانه ویرانه اشان میبرد.از متن کتاب: آقای پو بچهها را به خانه اشان برد تا ببینند چیزی سالم مانده یا نه.وحشتناک بود.میکروسکوپ ویولت از حرارت مچاله شده بود.قلم مورد علاقه کلاوس خاکستر و تمام حلقههای دندان سانی ذوب شده بود.بچهها بقایای خانه ویرانهای را میدیدند که تمام عمر دوستش داشتند:یک پیانو بزرگ، بطری نقش دار و ظریفی که مال پدرشان بود و کوسن سوخته کنار پنجره که مادرشان دوست داشت روی آن بنشیند و چیز بخواند. علت این آتش سوزی هیچوقت مشخص نشد ولی فیلم سرگذشت ناگوار علت این آتشسوزی کنت الاف شناخته میشود. در کتاب لمونی اسنیکت:زندگی نامه تایید نشده برت هلکوئسیت تصویر گر و نقاش کتاب نامهای به لمونی اسنیکت مینویسد که در آن نامه هم چیزهایی که در شروع ناگوار گفته شد در آنجا پیدا کرده و از این خانه طراحی کشیدهاست. منبع:شروع ناگوار و زندگی نامه تایید نشده. ساعت سه آخرین ساعتی بود که زنگ ساعت عظیم هتل دینومان به صدا در آمد.هتل دینومان محلی از قرارگاههای گروه وی اف دی بود که به خاطر ورود کنت الاف و دوستانش در آتش سوخت(کتاب دوازدهم:خطر مافبل آخر).کنت الاف و سه بچه خانواده بودلر با آسانسور هتل به طبقه پائین هتل اتاق ۰۲۵ رفتند تا شکردان وی اف دی را بدست آورند.هرچند که شکردان را نیافتند.الاف با استفاده از مواد اشتعال آمیز رختشویخانه و یک کبریت آن جا را آتش زد و آتش سوزی تا طبقه نهم هتل ادامه یافت و تمام هتل سوخت.اما بودلرها، قاضی اشتراوس و الاف توانستند قبل از سرایت آتش به طبقات بالا با آسانسور به پشت بام هتل بروند. در هر طبقه بودلرها میایستادند و به افراد در آن طبقه آتش سوزی را خبر میدادند.و الاف هم خبر آنها را دروغ میشمرد.سر انجام به پشت بام رفتند و با استفاده از قایقی که آن بالا بود و متعلق به کارملیتا اسپاتس بود به دریاچه پریدند و از آنجا فرار کردند.هر چند که قاضی اشتراوس با آنها همراه نشد. دود آتش سوزی باعث شد تا داوطلبان وی اف دی که قصد آدن به هتل را داشتند به آنجا نیایند. با آتش سوزی دینومان سرنوشت بسیاری از شخصیتهای کتاب(مانند ازمی اسکوالر، کارملیتا اسپاتس، آقای پو، جروم اسکوالر، چارلز، آقا؟، نرون و...)نامعلوم بماند. منبع:کتاب خطر ماقبل آخر در کتاب چهارم(کارگاه مصیبت بار)دکتر جورجینا ارول که شخصیت منفی است، میمیرد.دلیل مرگ اتفاقی او جنجالی بود که در فصل دوازده کتاب رخ داد.دکتر ارول با صلای سرتیز خود به جان سانی افتاده بود و در حینی که میخواست سانی را بکشد آقا؟وارد شد و با جمله این جا چه خبره او را هول کرد.دکتر ارول از تعجب و شوک وارد شده چند قدم عقب رفت و در مسیر اره کارگاه که روشن بود قرار گرفت و... در کتاب لمونی اسنیکت:زندگی نامه تایید نشده یکی از مقالههای روزنامه پانکتیلیو مینویسد قتل در کارگاه چوب بری لاکی اسملز و سریعا در شماره بعد تیتر را به حادثه در کارگاه چوب بری تغییر میدهد. این مقاله از طرف کنت الاف کنترل شد. منبع:کتاب کارگاه مصیبت بار در کتاب شروع ناگوار کنت الاف که زمانی سرپرست بچههای بدشانس بود آنها را آزار میداد.آنها را یتیم صدا میکرد و به آنها کار اجباری تحمیل میکرد.مثلا هر روز صبح که بچهها بیدار میشدند یادداشت بلندبالای او درباره کارهایی که باید انجام میدادند را میخواندند و انجام میدادند. مثلا میگفت که کندههای ببرند، پنجرهها را بشویند، علفها را کوتاه کنند و خانه را تمیز کنند و برای ده نفر شام درست کنند. این آزارها با تغییر سرپرست بچهها تمام شد. منبع: کتاب شروع ناگوار طبق نمایش عروسی شگفت انگیز نوشته ال فانکوت داستان یک عروسی شاد است که عروس به داماد بله میگوید و سند ازدواج را امضا میکند.در کتاب (شروع ناگوار) کنت الاف این نمایش را بازی میکند و نقش داماد را بر میگزیند.این در حالی ست که ویولت بودلر نقش عروس را بازی میکند و قاضی اشتراوس هم نقش قاضی کلیسا که این دو را با هم عقد میکند. کلاوس شب قبل از نمایش کتابی قانونی را میخواند که در آن قانون ازدواج نوشته شدهاست:در عروسی رسمی عروس باید بله بگوید و سند رسمی رادر حضور یک قاضی رسمی با دست خودش امضا کند.او متوجه نقشه الاف میشود:الاف به ظاهر در نمایش میخواهد با ویولت ازدواج کند ولی همه چیز یک ازدواج رسمی آمادهاست. ویولت و کلاوس هر دو از این نقشه آگاهند ولی کنت الاف تهدید میکند که اگر عروسی سر نگیرد سانی را از بالای برج خود که زندانی است میاندازد. ویولت در صحنه ازدواج سند را با دست چپش امضا میکند در حالی که راست دست است پس سند را با دست خودش امضا نکردهاست.الاف هم چون فکر کرده عروسی انجام شده سانی را آزاد میکند اما وقتی میفهمد که نقشه انجام نشده فرار میکند. فیلم سرگذشت ناگوار آنچنان که باید و شاید به کتاب وفادار نماندهاست.همین صحنه ازدواج مثلا بدست کلاوس حل میشود در حالی که کلاوس هیچ نقشی در جریان نداشتهاست. بیشترین تغییر قیافهها را در کتابها کنت الاف انجام دادهاست و در هر کتاب نقشه اش برملا شده و رسوا میشود.فهرست کردن تغییر قیافهها واقعا مشکل است ولی در زیر چند تا از آنها نوشته شدهاند. دستیار عمو مونتی بود که کنت الاف او را میکشد و خود را جای او میزند.و از ریش مصنوعی، کت آزمایشگاه و تیغ موی سر استفاده میکند.(در کتاب دوم:سالن خزندگان) دریانوردی پیر که کنت الاف در کتاب سوم(پنجره بزرگ) این هویت را برای خود انتخاب کرد.او با این هویت عمه جوزفین عاشق خود کرد و با استفاده از این هویت او را کشت. وسایل او برای این کار یک چشم بند مصنوعی، یک پای چوبی و کت دریانوردی بود. در کتاب لمونی اسنیکت:زندگی نامه تایید نشده شخصی با هویت کاپیتان شام به اسنیکت نامه مینویسد ولی از گفتار نامه برمی آید او دوست باشد. هویتی در کتاب هفتم(دهکده شوم) که ازمی اسکوالر از آن استفاده کرد.وسایل او برای این کار یک کلاه ایمنی موتور سواری، کت پلیسی، چکمههای سیاه بلند و یک اسلحه نیزه انداز استفاده کرد. کلانتر لوسنیا باعث مرگ جک اسنیکت شد.به این صورت که جک اسنیکت را به عنوان کنت الاف به اهالی دهکده دوستداران پرندهها معرفی کرد و حکم در آتش سوختن او را صادر کرد.هرچند که جک در سلول خود کشته شد. در کتاب لمونی اسنیکت:زندگی نامه تایید نشده دو جزوه مرحله یک و دو تغییر قیافه وی اف دی گنجانده شدهاست. منبع:همه کتابها در دهکده شوم(کتاب هفتم)دهکده دوستداران پرندهها خود قانون وضع میکردند.آنها هر جرمی را که قانونشان را نقض میکند را مجازات میکنند و مجازات تمام این جرمها در آتش سوختن است.اهالی دهکده مشتاق خشونت بودند و با لذت به افرادی که درون آتش میسوختند نگاه میکردند. منبع: کتاب دهکده شوم سیرک کالیاری در کتاب نهم وارد داستان میشود.در همان ابتدا میفهمیم که سیرک کالیاری غیر قانونی است. این سیرک به صورتی غیر اخلاقی عجیب الخلقهها را نمایش میدهد و مردم مشتاق خشونت را راضی میکند. جنایت دیگر این سیرک بی رحمی و شلاق غیر قانونی با حیوانات است.دست کم ده شیر در قفسی تنگ هم نگه داشته میشدهاند. و بسیار وحشتناک است که این سیرک نمایش قربانی هم دارد.شیرها که به طوری وحشتناک گرسنه میماندند داخل گودالی نگه داشته میشدنمد که قربانی بدبخت طعمه آنها شود.این در حالی ست که مردم این نمایش را با ولع نگاه میکنند. منبع:کتاب سیرک مرگبار دزدی هم مانند تغییر قیافه جنایتی گسترده بر این سلسله کتابها است.مانند دزدی زیردریایی و شیرها. اما بدترین دزدی در داستانها ربودن بچه هاست که در کتاب یازده (غار غم انگیز)به واضح ترین نوع خود نمایش داده میشوند.آنها مجبورند برای الاف کار کنند. اصلی ترین دزدیهای داستان به دزدیدن ثروت بودلرها و دزدی شکردان ازمی مربوط است. منبع:همه کتابها کارگاه چوب بری لاکی اسملز کارگاهیست که هیچ یک از قوانین لازم برای یک کارگاه قانونی را ندارد.بودلرهای یتیم در طول زندگی در آنجا مجبور به کار شدند.حقوق کارمندان در آنجا فقط بن خرید و غذای آنها آدامس است.در حالی که باید زیر نظر یک سرکارگر بداخلاق با وسایل خطرناکی کار کنند. این کارگاه هیچوقت تعطیل نشد و تخلفات صورت گرفته در آن کاملا نادیده گرفته شد(زمانی که آقای پو به آنجا آمد) منبع:کتاب ارگاه مصیبت بار در کتاب مدرسه سختگیر تنبیهات غیراخلاقی انجام میشد.مثلا اگر کسی بدون وقت قبلی وارد دفتر معاون مدرسه میشد باید غذایش را بدون قاشق چنگال میخورد.و یا یتیمها در مدرسه باید در آلونکی وحشتناک زندگی میکرد. هیچکدام از اینها رفع نشد.زمانی که آقای پو به آنجا آمد. منبع کتاب مدرسه سختگیر جنایاتی که ملاحظه کردید همه و همه یا به خاطر منفعت خود مقصران است و یا به خاطر هدف بزرگشان وی اف دی.چه هدف برتر و چه خواسته نا به جا تمام این جنایات از هر جنبهای تمام و کمال انجام نشده و تقریبا در تمام این جنایات و فعالیتها کسی از بین رفتهاست.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/04/09ساعت 16:41 توسط کلاوس |
|
|
كيت اسنيكت
کیت اسنیکت یک شخصیت خیالی در مجموعه ماجراهای بچههای بدشانس است.شخصیتی مثبت در گروه وی اف دی.طبق گفته خود او زمانی انشعاب رخ داد که او ۴ ساله بود.
نسبتها
کیت اسنیکت خواهر جک اسنیکت و لمونی اسنیکت در مجموعهاست.او همسر دیویی دینومان است و در کتاب آخر:پایان از دیویی بچهای میآورد و نام او را بئاتریس میگذارد.او در حین زایمان بئاتریس میمیرد.
حضور در وی اف دی
کتاب یازدهم:غار غم انگیز
در کتاب یازدهم وقتی بچهها در زیر دریایی کویکگ میروند و با کاپیتان ویدرشینز و فیونا رو به رو میشوند نامی از کیت در نامهای برده میشود و در آخر همان کتاب کیت اسنیکت خودش با یک تاکسی پیش بچههای بودلر میآید و آنها را سوار
کتاب دوازدهم:خطر ما قبل آخر
در کتاب دوازدهم از ادامه تاکسی سواری کیت بچهها را به یک سفره صبحانه دعوت میکند و در این حین واقعیتهایی درباره وی اف دی را به بچهها میگوید.همینطور میگوید که باردار است.در ادامه میفهمیم او بهدنبال کاپیتان ویدرشینز به دریاها میرود.
کتاب سیزدهم:پایان
در کتاب آخر کیت به جزیره پایان همراه با یک مکعب عظیم از کتابها میآید اما بقدری مجروح و خسته و در ماندهاست که نمیتواند از آن مکعب پایین آید مگر در آخر کتاب که کنت الاف او را پایین میآورد تا او را زایمان کند.دختر کیت بدنیا آمد اما خود او از دست رفت.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/04/09ساعت 16:36 توسط کلاوس |
|
|
وی اف دی یک گروه از مردم انساندوست هستند که در ماجراهای بچههای بدشانس تعریف میشوند و از گذشته خانواده بودلرها زندهها میشوند. گروه وی اف دی کدها و رموز بسیاری دارند که هیچ کتابی به اندازه لمونی اسنیکت: زندگي نامه تاييد نشده از این گروه به ما سرنخ نشان نمیدهد. این گروه پاک که کار اصلی شان آتش نشانی محلی میبود دچار انشعاب بوسیله گروهی فاسد از داخل آن میشود. در نتیجه این انشعاب بسیاری از افراد به گروه اشرار میپیوندند. زیرا قدرت تهدید و باز گرداندن بچهها به گذشته بسیار گول زننده بود.شعار گروه «اینجا جهان آرام است ». وایولت بودلر در پایان به همراه برادر و خواهرش از جزیره پایان به خانه بازمیگردد. کلاوس بودلر در پایان به همراه برادر و خواهرش از جزیره پایان به خانه باز میگردد. سانی بودلر در پایان به همراه برادر و خواهرش از جزیره پایان به خانه باز میگردد. کنت الاف بر اثر زخم میمیرد. مونتگمری مونتگمری بر اثر توطئه استفانو میمیرد. عمه جوزفین توسط کاپیتان شام غرق میشود. فلیپ نا معلوم ازمی اسکوالر بعد از آتش سوزی دینومان نا معلوم جروم اسکوالر بعد از آتش سوزی دینومان نا معلوم کیت اسنیکت بر اثر مدوسویید میسلیوم میمیرد. جک اسنیکت بر اثر اشتباه دیگران با کنت الاف اشتباه شده و میمیرد. سه قلوهای کواگمایر نا معلوم آقا؟ نا معلوم معاون نرون نا معلوم کاپیتان ویدرشینز نا معلوم فیونا بدست الاف میمیرد. گستاو سیبالد بدست استفانو میمیرد. سالی سیبالد نامعلوم بئاتریس میمیرد. وی اف دی باید اعضای کتابخوانی باشد تا از پس رموز و کدها برآید: روش پیغام گذاری با شعر بیان میکند که باید جای کلماتی را در اشعار عوض کنیم و پیغام دهیم. روش پیغام رسانی با نمایشکه زیرکانه چیده شدهاست.در اين روش قسمت هايي از ديالوگ موردنظر را عوض ميكنيم و دوستان حاضر در تماشا پيغام مورد نظر را ميفهمند. روش رمز سيبالدكه در نامه نگاري ها بكار ميرود. با كلمه"زنگ" رمز شروع ميشود و زير كلمه ها با 10 كلمه به ميان خط ميكشيم. روش رمز گذاري با غلط املايي كه از نامش معلوم است.غلط هاي املايي را با هم جمع ميبنديم تا به كلمه موردنظر برسيم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/03/23ساعت 16:39 توسط کلاوس |
|
|
جک اسنیکت یکی از شخصیت های مجموعه ماجراهای بچه های بدشانس است. جک اسنیکت پسر ارشد خانواده اسنیکت بود.خواهر او کیت اسنیکت بعد از او به دنیا آمد.بعد از او نیز برادر کوچک او لمونی اسنیکت به دنیا آمد. حضور در کتاب ها جک اسنیکت فقط در کتاب هفتم یعنی دهکده شوم حضور داشته است. جک در کتاب هفتم فقط در یک فصل ظاهر شده است.درحالی که مجمع بزرگان دارند او را به خاطر شباهتش با کنت الاف به اشتباه محکوم به مرگ میکنند.در حال که داد میزند تا برای بودلر ها رازی را آشکار کند از جایگاه بیرون میرود.و در فصل دیگری از کتاب به طور مرموزی می میرد.آن هم در سلول خودش با این حال هیچ اثری از خودکشی در او نیست.نتیجه میگیریم که او به قتل رسیده است. با این که جک فقط در دهکده شوم ظاهر شد آثار قبل از مرگ او در موضوعات مربوط به وی اف دی به چشم می خورد.همچنان که بودلر ها درباره وی اف دی تحقیق می کردند در می یافتند که جک چه حضور فعالی در وی اف دی داشته است. کتاب لمونی اسنیکت:زندگي نامه تاييد نشده یکی از مهمترین کارهای او را روشن میکند.در فصل ششم این کتاب که درباره چگونگی فرار لمونی اسنیکت به کمک کشتی پراسپرو است ، جک نامه ای به لمونی مینویسد که آن حاکی از این است که جک لمونی را فراری داده.او راه هایی از فرار لمونی را در نامه اش نوشته بود.او جزوه های مربوط به تغییر قیافه وی اف دی در صندوقی سه رقمی گذاشت و طبق آن نامه لمونی باید عمل میکرد. در فصل دیگری از همین کتاب،جک نامه ای برای دوست خود جروم اسکوالر می نویسد و در آن نقل میکند که از ازدواج او با زنی به نام ازمی اسکوالر وحشتد کرده و از وی خواهش میکند که با او ازدواج نکند و دلیلش را همان دلیلی میگوید که گویی در گذشته به جروم گفته بود پنت هاوس ساختمان 667 خیابان تاریک را بخرد و به هیچ وجه نفروشتش.(آن ساختمان یک پناهگاه وی اف دی بود و نباید به ازمی میرسید. در این نامه جک سعی میکند به بهترین نوع وی اف دی و کارهایش را برای جروم بازگو کند.او سعی می کند موضوع قتل دکتر ارول را نیز برای او روشن کند.هرچند نامه او هیچ وقت به دست جروم نرسید چون دربان خانه ساختمان 667 خیابان تاریک نامه او را سرنگون کرد. بسیار شبیه کنت الاف.یک ابروی دراز یک سره و خالکوبی چشم روی قوزک پا. منبع:ویکی پدیا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/03/23ساعت 16:35 توسط کلاوس |
|
|
چون زیادن برید ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/03/20ساعت 14:27 توسط کلاوس |
|
|
جون مادرتون تلگراف بزنید
فکر کنم دیگه با این مطلب آخر ترکوندم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/01/18ساعت 19:2 توسط کلاوس |
|
|
اولین کتاب:شروع ناگوار
آخرین کتاب:نویسنده مرده است اطلاعات شخصی نام:دنیل هندلر! نام مستعار:لمونی اسنیکت جنسیت:مرد تاریخ تولد:۱۹۷۰/۰۲/۲۸ سن:۳۹ سال متولد:سان فرانسیسکو، کالیفرنیا خویشاوندان:کیت اسنیکت(خواهر)، جک اسنیکت(برادر)، بئاتریس بودلر!(دختر خاله یا عمه یا عمو یا دایی)[ببخشید چون در زبان انگلیسی به همه ی آنها niece گفته می شود.] این هم یک عکس رنگی از لمونی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/01/18ساعت 18:58 توسط کلاوس |
|
|
كتاب ۱۳ راز شك دهنده(ببخشيد كلمه بهتري براي Shocking پيدا نكردم) چاپ شد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/22ساعت 14:42 توسط کلاوس |
|
|
كتاب نويسنده مرده است در آمريكا منتشر شد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/15ساعت 14:14 توسط کلاوس |
|
|
در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/12/11ساعت 16:27 توسط کلاوس |
|
|
یکی دیگه از من پرسید چرا جک به جروم گفت اون کارو بکنه
من فکر می کنم می خواسته قرارگاه سابق VFD دست تبهکارا نیفته |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/11/30ساعت 21:56 توسط کلاوس |
|
|
یک دوستی تو بخش نظرات از من پرسید منبع این مطلب کجاست؟
من هم بهش می گم یه سری به قسمت انگلیسی ویکیپدیا بزن و سرچ کن VFD اونوقت رو لینک شکردان کلیک کن و اون قسمتو بخون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/11/30ساعت 21:53 توسط کلاوس |
|
|
یه مدت بود هیچی ننوشتم یعنی نمی تونستم حالا بایه خبر اومدم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/09/10ساعت 16:38 توسط کلاوس |
|
|
یک پادزهر دیگر برای مدوسویید میسلیوم شناسایی شد!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/31ساعت 15:47 توسط کلاوس |
|
|
داشتم خلاصه "پایان" را می خواندم که متوجه شدم که آنها یک زمانی عاشق هم بودند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/31ساعت 15:45 توسط کلاوس |
|
|
بالای پنت هاوس یک طبقه دیگر هم بود که قرارگاه VFD بوده به همین دلیل جک اسنیکت به جروم اسکوالر گفت آن ساختمان را بخرد و هرگز نفروشد!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/06/26ساعت 13:11 توسط کلاوس |
|
|
بر اساس تحقیقات اینجانب احتمالا در داخل شکردان مدوسویید میسلیوم یا یک مجسمه کوچک سفالی وجود دارد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/06/26ساعت 13:6 توسط کلاوس |
|
|
مشغول خواندن کتاب لمونی اسنیکت:زندگی نامه تایید نشده بودم که به یک نکته برخوردم که رازی را فاش کرد. جهت اطلاع از راز به ادامه مطلب بروید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/06/18ساعت 2:4 توسط کلاوس |
|
|
از این آدرس نیز می توانید استفاده کنید |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/06/08ساعت 14:8 توسط کلاوس |
|
|
از این به بعد می توانید به این آدرس مراجعه کنید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/06/07ساعت 16:38 توسط کلاوس |
|
|
درباره قالب نظر دهید |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/19ساعت 8:59 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 14:5 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 14:4 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 14:3 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 14:2 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 14:1 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 14:0 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 14:0 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 13:55 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 13:53 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 13:49 توسط کلاوس |
|
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 13:46 توسط کلاوس |
|
|
کتاب نویسنده مرده است در سال ۲۰۰۹ در آمریکا منتشر خواهدشد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/26ساعت 17:16 توسط کلاوس |
|
|
کتاب نامه های بئاتریس در آمریکا منتشر شد و در ایران نیز نمی آید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/26ساعت 17:14 توسط کلاوس |
|
|
پازل بچه های بدشانس منتشر شد ولی در آمریکا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/26ساعت 17:12 توسط کلاوس |
|
|
جهت اطلاع از خلاصه ماجرا به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 22:22 توسط کلاوس |
|
|
اگر درباره کنت الاف اطلاعاتی می خواهید به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/18ساعت 20:53 توسط کلاوس |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/16ساعت 17:6 توسط کلاوس |
|
|
بئاتريس كيست؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/16ساعت 17:0 توسط کلاوس |
|
|
اگر اطلاعاتي راجع به ساني بودلر ميخواهيد به ادامه مطلب برويد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/16ساعت 16:58 توسط کلاوس |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/16ساعت 16:54 توسط کلاوس |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/16ساعت 16:50 توسط کلاوس |
|
|
اول سلام، دوم اگر نميدانيد كه VFD چيست يا چه كار ميكند حتما بايد به ادامه مطلب برويد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/06ساعت 18:27 توسط کلاوس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همه چیز درباره VFD و بچه های بدشانس
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
خلاصه کتاب ها کتاب ها اشخاص متفرقه |
| نویسندگان |
|
کلاوس ویولت |
| پیوندها |
|
لموني اسنيكت هارپر كولينز ناشر بچه هاي بدشانس راز كتاب ممنتو موري دنیای جدید یک بازی آنلاین |
|
RSS
|